اگر یک روز بخواهید ردِ آبِ نشل را بگیرید، باید خیلی بالاتر از خود روستا شروع کنید؛ جایی نزدیک قلهها، جایی که خبری از خانه و جاده نیست و آب از دل سنگ و زمین بیرون میزند. آنجا، در ارتفاعات نزدیک ۳۰۰۰ متر، چشمههایی مثل کنگلخنی، کماوجون و استنگاه رسم قرار دارند؛ چشمههایی که هرکدام سهمی از آبی دارند که پایینتر، کمکم تبدیل به رود میشود. آب راه میافتد. از ارتفاعات رسم پایین میآید، از تنگهها و درهها عبور میکند و در مسیرش شاخههای دیگری هم به آن اضافه میشوند؛ از سمت هنزا و درنه، از نعلچکن و کتووزون و از ارتفاعات ورزنه. هرچه پایینتر میرود، رودخانه بزرگتر میشود. از خرم میگذرد و بعد به محدوده نشل میرسد؛ از کنار جاهایی مثل سیدر، سفیدسنگ، برزهدشت و اندوار عبور میکند و راهش را به سمت پایین ادامه میدهد. شاید برای کسی که فقط رودخانه را در پاییندست دیده، عجیب باشد که همین آب از ارتفاعات نزدیک سه هزار متری آمده است. اما سفرش هنوز تمام نشده. رودخانه خودش را به تیران و شیرکلا میرساند و بعد از عبور از درههایی مثل کلسدره و خلدره، سرانجام به هراز میپیوندد. آبی که سفرش را از کوههای بالای نشل شروع کرده، حالا بخشی از رودخانهای شده که مسیر بزرگتری را در مازندران ادامه میدهد. برای همین «نشل روار» فقط یک رودخانه نیست. پشت هر قطرهاش، یک تکه از کوهستان نشل هست؛ چشمهها، مراتع، درهها، دامها، گیاهان و زندگی مردمی که سالها کنار همین آب زندگی کردهاند. و شاید قشنگترین قسمت ماجرا همین باشد: آبی که بالای کوه، آرام و بیسروصدا از دل زمین بیرون میآید، آنقدر راه میرود تا بالاخره خودش را به هراز برساند. از ارتفاعات نشل تا هراز؛ یک سفر طولانی، با شروعی که شاید خیلیها هیچوقت ندیده باشند.