پنجشنبه در نشل؛ پاییز، خاطره و زندگی که هنوز جریان دارد 🍂
🍂 پنجشنبه، ۱۶ مهر ۱۴۰۵؛ یک روز پاییزی در نشل
پنجشنبه در نشل، حالوهوای خودش را دارد؛ روزی که بسیاری از اهالی راهی آرامستان میشوند و سری به اهل قبور میزنند؛ به یاد کسانی که نام و خاطرهشان با خانوادهها و گذشتهی این روستا گره خورده است.
در این قاب، آرامستان نشل در دل یک روز پاییزی دیده میشود؛ جمعیتی که آمدهاند، رفتوآمدی آرام و در اطراف آن، روستایی که زندگی در آن همچنان ادامه دارد.
اما این روزها نشل فقط حالوهوای پنجشنبه را تجربه نمیکند؛ فصل برداشت هم رسیده است. بسیاری از اهالی مشغول چیدن سیب و برداشت سیبزمینیاند و همین کارهای فصلی، بخشی از مردم را به زمینها و باغها کشانده است. بنابراین آنچه از جمعیت آرامستان در این قاب دیده میشود، تنها گوشهای از یک روز معمولی در نشل است.
در ادامهی تصویر، قلا هم برای لحظاتی خودنمایی میکند؛ در کنار کوهها، دامنهها و طبیعتی که با رسیدن پاییز آرامآرام رنگ عوض میکند و نشل را وارد یکی دیگر از فصلهای چرخهی سالانهاش میکند.
شاید در نگاه اول، این فقط چند دقیقه تصویر از یک پنجشنبهی عادی باشد؛ اما ارزش چنین قابهایی دقیقاً در همین عادی بودن آنهاست. آدمها، آرامستان، روستا، قلا و طبیعت پاییزی، بیآنکه اتفاق ویژهای در جریان باشد، بخشی از چهرهی واقعی نشل در یک روز از پاییز ۱۴۰۵ را ثبت میکنند.
تصاویری از این جنس، شاید امروز ساده به نظر برسند؛ اما سالها بعد میتوانند به بخشی از حافظهی تصویری نشل تبدیل شوند؛ قابهایی برای دیدن اینکه روستا چگونه بود، مردم چگونه زندگی میکردند و پاییز نشل در این سالها چه شکلی داشت.
یک پنجشنبه، یک آرامستان، قلا، پاییز و زندگیای که مثل همیشه در جریان است.
گاهی تاریخ یک روستا در اتفاقات بزرگ نوشته نمیشود؛ در همین روزهای معمولی ثبت میشود، پیش از آنکه تبدیل به خاطره شوند.
🎥 نشل | ۱۶ مهر ۱۴۰۵
🌿 نبض نشل؛ روایتگر زندگی، طبیعت و خاطرات نشل
یاد و خاطره عزیزان آسمانی در دلها مانا
سپاسگزارم بابت ثبت این تصاویر زیبا 🙏✨💫🕊️